ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
49
مراسلات طهران ( فارسى )
سه محبوب جان من ! تعليقهء شريفهات شرف وصول ارزانى داشت . اوّلا در باب ناودانهاى آهنى ، خود شاطرها قبول كردهاند ابتياع نموده ، مصحوب نمايند . چند دفعه هم خود مخلص رفته است مشاهده كند كه اگر تنگ يا معوج باشد و يا عيبى ديگر داشته باشد ، تغيير و تبديل دهد . مشار اليها سفارش كردهاند بسازند ، ولى هنوز تمام نشده و نيآوردهاند ولى مراقبت دارم كه اين كار بر وفق منظور انجام گيرد . در باب صبيّهء حاجى محمّد رضا شرحى مرقوم فرموده بوديد كه خيلى مايهء استعجاب و حيرت مخلص شد ، زيراكه مشار اليها معاهدات قويّه نموده بود كه با كمال اطاعت و بردبارى به خدمتگزارى مشغول باشد و ذرّهاى بر خلاف ميل و رضايت سركار رفتار ننمايد . پدر و مادر او هم ، همين معاهدات را كردهاند . پس از وصول تعليقهء شريف ، حاج مشار اليها را احضار نموده ، مذاكرات خيلى به عمل آمد و حاضر شد دو پسر خود را فرستاده ، صبيّهء او را از كاشان بيآورند ، ولى اين مطلب را هم بنده اشعار مىنمايد ، شيخ [ سعدى ] عليه الرّحمة مىفرمايد : ندانى كه چون گربه عاجز شود * برآرد به چنگال چشم پلنگ پس از آنكه دخترى از پدر و مادر دور شده ، در ولايت غربت از طرفى از اطراف مهربانى و الطاف نمىبيند و آنچه تكليف والده است در بزرگترى نسبت به آنها ظاهر نمىشود و خوشرويى و تمنّعى هم ، چنانچه عادت طبيعى نسوان و توقّع باطنى ايشان است ، مشاهده نمىنمايد ، رفتار ناگوارى مداما نسبت به خود ببيند ، رشتهء صبر را از دست رها نموده ، به تكلّمات لاطايل و نيز حركات ناقابل لب مىگشايد . سركار شما كه از صبح الى شام در خانه نيستيد كه رفتار ديگران را نسبت